Thursday, December 19, 2019

خوابگرد


عشقِ افلاطونی
اگر‌چه پیرم و پایِ جوانیم لنگ است 
هوا هوایِ جوانی ، دلِ جوان شَنگ است 

به خوابم آمدی ، آیا که راه گُم کردی 
خوش آمدی که دلِ خاطراتِ من تنگ است 

کشیده پَر به فراسویِ گلشنِ اَسرا 
هنوز عاشقی ، آنسو سفید و رُز‌رنگ است 

هنوز سازِ زمان نا‌مُراد می‌کوبد 
هنوز بَحثِ مَکان و مَقام و فَرهنگ است 

چگونه‌ای هَوسِ عشق‌هایِ افلاطون 
همان هَوس که در آن حَرفِ رابطه ننگ است 

به بالِ روح به‌رویایِ من سَفر کردی 
وگر‌نه فاصله‌هامان هزار فرسنگ است 

چه عاشقانه شکُفتی ، چه با وفا رفتی 
طنینِ خاطره بر دارِ یاد آونگ است 

تو از صِداقتِ صُبح از سپیده می‌آئیی
صِدایِ بالِ سحرگاهیت خوش‌آهنگ است 

سپیدهً سحر و صُبحِ آ زومندی 
هنوز بینِ فَلق با ظُلام شب جنگ است 

بهروز سنجابی
۱۳۹۸/۹/۷

No comments: