Wednesday, December 4, 2013

یاران نیمه وقت.





چندی است نام ِ بنده را عنوان نمی کنید
در بزم ِ و شادمانه ها مهمان نمی کنید

وقتی که دشت ِ شالیتان سبز می شود
یادی از این کویر ِ بی باران نمی کنید

گیرم که میر زاده و پِرُمایه نیستم
از راه ِ یاوری چرا احسان نمی کنید

احسان ِ نیمه کاره و یاران ِ نیمه وقت
این زشتی زمانه را درمان نمی کنید

می جوشد از درونتان سیال ِ عاطفه
از این ندا اطاعت فرمان نمی کنید

وقتی شکسته می شود ایام ِ سُست بُن
سعی برای داربست ِ آن نمی کنید

ما نیز زیر ِ سایه خود قد کشیده ایم
این حّد ِ بی رقیب را کتمان نمی کنید

زرق زمانه فانی و ایام بی وفاست
شاید تصور ِ چنین امکان نمی کنید

آه وفغان به موسم ِ پژمردنم چه سود
وقتی طراوت مرا خندان نمی کنید
آسمان ِ   آبی ِ   شعر
12/9/82

Monday, October 28, 2013

غزل



.


دلا در عشق تو صد دفترستم
که صد دفتر ز کونین ازبرستم

منم آن بلبل گل ناشکفته
که آذر در ته خاکسترستم

دلم سوجه ز غصه وربریجه
جفای دوست را خواهان ترستم

مو آن عودم میان آتشستان
که این نه آسمانها مجمرستم

شد از نیل غم و ماتم دلم خون
بچهره خوشتر از نیلوفرستم

درین آلاله در کویش چو گلخن
بداغ دل چو سوزان اخگرستم

نه زوَرستم که با دشمن ستیزم
نه بهر دوستان سیم و زرستم.

Friday, May 24, 2013

محمد علی‌ بهمنی


.
خورشیدم و شهاب قبولم نمی كند
سیمرغم و عقاب قبولم نمی كند

عریانترم ز شیشه و مطلوب سنگسار
این شهر، بی نقاب قبولم نمی كند

ای روح بیقرار چه با طالعت گذشت
عكسی شدم كه قاب قبولم نمی كند

این چندمین شب است كه بیدار مانده ام
آنگونه ام كه خواب قبولم نمی كند

بیتاب از تو گفتنم، آوخ كه قرنهاست

آن لحظه های ناب قبولم نمی كند

گفتم كه با خیال دلی،خوش كنم ولی
با این عطش سراب قبولم نمی كند

بی سایه تر ز خویش حضوری ندیده ام
حق دارد آفتاب قبولم نمی كند

محمد علی‌ بهمنی.